پهلوان پنبه!

توسط  علی شیرین صحراییزمان تقریبی مطالعه:   4 دقیقه
۱۲ آبان ۱۳۹۹

الگوسازی و الگوپذیری در گرداب بحران؛نگاهی به انیمیشن مرد عنکبوتی در دنیای مارول

 

به نظر می رسد یکی از مهم‌ترین مشکلات اساسی ما در مسائل تربیتی جامعه و بخصوص در حوزه‌ی کودک و نوجوان، نحوه‌ی نشان دادن الگوهاست. در این مورد باید به مطالب زیادی پرداخته شود تا تاثیرگذاری ارائه‌ی الگوهای ما به حداکثر برسد. کودکان در همان ابتدای زندگی که تازه متوجه فضای اطراف خود می‌شوند، تا سن ۷ سالگی یک احساس ابرقهرمانی از پدر خود دارند. اما از سن۷ سالگی به بعد که متوجه درک اشتباه خود می‌شوند، اگر درست هدایت شوند می‌توانند قدرت واقعی را پیدا کنند. که البته در سیاستگذاری‌ها و طرح ریزی‌های غربی‌ها، این گرایش، کودک را با قهرمان‌های افسانه‌ای و خود ساخته تغذیه می‌کنند. سخن در این باره بسیار است که در مجال این متن نمی‌گنجد اما یکی از این مشکلات اساسی در شیوه‌ی ارائه، غیرقابل دسترس نشان دادن الگوهاست.

انیمیشن مرد عنکبوتی در دنیای مارول به این مانع از الگوگیری پرداخته است. پیرو مردعنکبوتی به عنوان یک قهرمان جهانی که در فیلم‌ها و انیمیشن‌های متعددی ساخته و تبلیغ شده است، مرد عنکبوتی در دنیای مارول با استفاده از انتقال و سفر در زمان، امکان مرد عنکبوتی شدن تمام نسل‌ها را مطرح می‌کند. در این انیمیشن که به صورت کمیک ساخته شده است، در ابتدا مرد عنکبوتی اصلی در حال مبارزه با یک شخصیت شرور جان خود را از دست می‌دهد. اما در همان هنگام یک نوجوان قدرت او را بدست آورده و توانایی عنکبوتی پیدا می‌کند. مرد عنکبوتی در ابتدا فکر می‌کند فقط اوست که قدرت‌های خارق العاده دارد اما با طی شدن داستان متوجه می‌شود که تعداد آنها زیاد است و در هر نسلی تعداد زیادی مرد عنکبوتی وجود دارد. یکی از مسائل جالبی که در این انیمیشن مورد توجه قرار می‌گیرد، تفاوت این مرد عنکبوتی‌ها است. هر کدام دارای قدرت‌ها و استعدادهایی هستند که منحصر به فرد آنهاست. یعنی اینکه هر شخصی از هر نسلی و با هر توانایی اگر تلاش و پشتکار به خرج دهد، می‌تواند موفق باشد. به این صورت که شخصیت‌های انیمیشنی هر نسلی با سفر به یک زمان دور هم جمع می‌شوند و همه آنها متوجه می‌شوند که مرد عنکبوتی‌ها می‌توانند متعدد و متفاوت باشند. یک ظرافت خاصی که در مرد عنکبوتی در دنیای مارول وجود دارد، استفاده از لباس خیلی ساده و بطوری اسباب‌بازی مانند برای شخصیت اول داستان که همان نوجوان است استفاده می‌کند تا نشان دهد نیازی نیست که انسانی خاص و خارق العاده باشیم تا موفقیت کسب کنیم، بلکه با همین امکانات موجود می‌شود به جاهای رفیعی رسید و کارهای مهمی برای مردم انجام داد. پیرامون همین بحث که باید از امکانات موجود برای رسیدن به آرمان‌ها استفاده کرد، اگر در شخصیت‌های خودمان بنگریم، اکثریتی از اینها نه امکانات زیادی در دست داشتند و نه انسان‌های خارق‌العاده‌ای به معنای نادر بودنش، بوده‌اند. اکثرا در محدودیت‌هایی زندگی می‌کرده‌اند. اما می‌بینیم که در یک انیمیشن به چه خوبی می‌شود این را به تصویر کشید و به ذهن کودک و نوجوان وارد کرد.

در آخر انیمیشن هم یک نکته مهم وجود دارد و آن اینکه کسی که معضل پیش آمده در ماجرای داستان را حل می‌کند، پسر نوجوانی است که در عصر خودش زندگی می‌کند و نه دیگر مرد عنکبوتی‌هایی که با سفر در زمان به این عصر آمده اند. این اندیشمندان و شهدای دهه شصت و هفتاد و هشتاد نیستند که می‌توانند معضل فرضا اقتصادی و فرهنگی این زمان را حل کنند بلکه همین نوجوانان و جوانان زمان حال هستند که باید همت کنند.

ما باید کودکان و نوجوانان را از همان مقطع سنی کم آماده حرکت‌های بزرگ کنیم. برای انجام این مهم باید تدبیری کرد و سیاستگذاری‌ها و فرهنگ سازی‌های لازم را جهت تربیت تمام نسل‌ها پیش بینی کرد.

در جامعه ما، معصومین و انسان‌های کامل متاسفانه به اندازه‌ای دور از دسترس و فرا بشری تصور می‌شوند که حتی جهت تمثیل هم که انسان از امیرالمومنین(ع) و نحوه حکومت‌داری اش استفاده می‌کند، صدای همه بلند می‌شود که امام علی(ع) معصوم بود و به هر صورت ممکن می‌خواهند به طور خودآگاه و ناخودآگاه الگوگیری از انسان‌های کامل را ناممکن و دور از دسترس سازند.

در انقلاب اسلامی هم که از سال ۵۷ تا به حال پا برجا بوده است، شخصیت‌های بسیار زیادی جهت الگوسازی وجود داشته و دارد. از شهدای بی نظیر پیش از انقلاب و پس از انقلاب تا علما و دانشمندان و بزرگانی که هر کدام زندگی با برکتی داشته اند و از قضا همین تابوی امیرالمومنین(ع) معصومِ غیر قابل الگوبرداری را شکسته اند و هر کدام شاگردی از مکتب ایشان بوده‌اند.

البته یک نکته قابل توجه این است که شخصیت‌های برجسته‌ی ما چون در ابعاد گوناگون یک انسان چه مادی و چه معنوی پیش رفته‌اند، شاید پرداختن بیش از حد به یک بعد مخاطب را دچار خطا کند. مثلا با پرداختن بیش از حد به جنبه‌ی مادی شخصیت شاید مخاطب او را اصلا مناسب الگوبرداری نبیند و یک انسان عادی بپندارد و یا با نشان دادن جنبه‌های فرا مادی او غیر قابل دسترس به نظر برسد. نمایش این الگوها این دقت و ظرافت را می‌طلبد که در کتب، فیلم ها، انیمیشن‌ها و تمام محصولاتی که قصد به نمایش گذاشتن این شخصیت‌های قابل الگوگیری را داریم، توازن در نمایش ابعاد زندگی او برقرار کنیم.

 امروزه اگر از کودکان و نوجوانان کشورمان درمورد شهدای برجسته‌ی ایران سوال کنیم، درصد خیلی کمی هستند که صیادشیرازی و چمران را بشناسند. اما مرد‌عنکبوتی، بن‌تن، سوپرمن و دیگر ابرقهرمان‌های ساختگی غرب را اکثریت قریب به اتفاقی می‌شناسند. یعنی اگر بچه کم سن و سال ایرانی را درب مغازه اسباب بازی فروشی ببریم و بپرسیم چه چیزی را انتخاب می‌کنی، لباس مرد عنکبوتی و شمشیر جومونگ و از این قبیل را انتخاب می‌کند. اما رمز موفقیت این الگوسازی‌ها در چیست؟ چرا کودکان ما می‌خواهند شبیه لاک پشت‌های نینجا شوند ولی کمتر کودکی قصد چمران شدن دارد؟ این درحالی است که الگوهای ما کاملا واقعی هستند و آنها ساختگی. و از طرفی تفاوت حائز اهمیت دیگر این دو دسته الگو، این است که مرد عنکبوتی ساختگی دارای آزادگی و جوانمردی سطحی است و چمران دارای تمام ویژگی‌های ابرقهرمان‌های غربی، آن هم در عمیق ترین شکل ممکن. افزون بر این صفات، دارای فضیلت‌هایی است که در حیطه‌ی تخیل آن اندیشمند طراح شخصیت ابرقهرمان‌ها هم نمی‌گنجد. این بدین دلیل است که اصلا ابعاد و ظرایف انسان کامل را نمی‌شناسد. پس ما از نظر داشتن شخصیت‌های جذاب و دارای ظرفیت الگو شدن، بسیار جلوتر از دیگران هستیم. پس چرا به عنوان الگو آنها را برای کودکان و نوجوانان عرضه نمی‌کنیم؟ یک کتاب شهدایی ساده به اسم سلام بر ابراهیم که اکثر کسانی که تا به حال دیده‌ام این نقد را کرده‌اند که متن از نظر قالب ضعیف است، اما از کتب بسیار پر فروش کشور محسوب می‌شود. این نشان دهنده ظرفیت بسیار بالای کار در این زمینه است که استفاده خوبی از آن نشده است. قصد گلایه‌های همیشگی به مسئولین ذی ربط را ندارم، اما می‌خواهم بگویم که اگر قصد برداشتن قدمی در راه نمایش الگوهای شایسته را داریم، به ظرافت‌های این کار بیشتر دقت کنیم.

علی شیرین صحرایی
دانشجوی کارشناسی معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

درمورد مطلبی که خوندید به ما بازخورد بدید!

(الزامی):

(الزامی):