زبانت لال!

جستاری در رویکردهای صدا و سیمای جمهوری اسلامی

عدالت؛ مسئله ای که به فرموده مقام ولایت، جمهوری اسلامی در تحقق آن ناکام مانده است. مسئله‌ای که در همه دنیا بی‌شمار خواهان دارد اما مانند لبه تیغ چنان لغزنده و خطرناک است که طلب کنندگان آن را به این سو و آن سو تقسیم می کند؛ سوی حق و سوی باطل. با تقسیم عدالتخواهان به دو گروه حق و باطل، نزاعی شکل می گیرد که تنها بازنده آن نه طرف حق ظاهری و نه طرف باطل ظاهری، بلکه خود عدالت است. با اینکه عدالت از مسائل جاری و مورد بحث بین اقشار مختلف مردم است اما میان کسانی که وظیفه تحقق آن را بر عهده دارند متأسفانه کمرنگ جلوه می کند. آری، عدالت مسئله گم شده ما در تمام مناسبات حکومتی و غیر حکومتی است. مسئله ای که مصادیق ریز و درشت فراوانی را می توان از آن مثال زد. اما یکی از مصادیق مهم کم توجهی به مسئله مهم عدالت در جمهوری اسلامی، سازمانی است که وظیفه آگاهی بخشی و شکل دهی افکار را بر عهده دارد. همان بزرگترین سازمان رسانه‌ای جهان؛ یعنی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. اما عدالت چگونه می تواند خود را در سازمان صدا و سیما بروز دهد؟

اساسا حکومت ها به غیر از پرداختن به مسائل مادی و مدیریت واقعیت‌های جامعه، در مسائل پر اهمیت دیگری هم نقش آفرینی می کنند. یکی از مهم ترین و اساسی ترین نقش آفرینی‌ها، شکل‌دهی افکار عمومی و مدیریت رفتارهای اجتماعی از طریق معنا سازی و بیان روایت های شخصی سازی شده است. جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت مستقل، از این نقش آفرینی مستثنی نیست و اتفاقا تنها خود را مستحق فعالیت در این حوزه می داند. این فعالیت جمهوری اسلامی در این حوزه، می تواند عادلانه و یا به دور از عدالت باشد. از آنجایی که مهم ترین و بزرگ ترین نهادی که می تواند در این حوزه، اصلی ترین نقش آفرینی را داشته باشد سازمان صدا و سیما است، وظیفه تحقق عدالت در این حوزه را با تسامح، همین سازمان در نظر می گیریم.

بنابر مقدماتی که بیان شد، کاری که صدا و سیمای جمهوری اسلامی انجام می دهد، معنا بخشی و شکل دهی افکار عمومی است. حال این صدا و سیما است که با عملکرد خود می تواند کاری کند که مردم نسبت به نظام، پایبندی و اعتماد کامل داشته باشند و در اجرای سیاست های نظام، دست مسئولین را بگیرند و با هم مشکلات را حل کنند. می تواند به شیوه ای نقش آفرینی کند که زندگی مردم را به زندگی مطلوب اسلامی نزدیک کند و خصوصیات اخلاقی پسندیده را نهادینه کند. سرانجام می تواند جامعه را جامعه‌ای مهدوی و منتظر ظهور بار بیاورد.

صدا و سیما اما می تواند به گونه ای دیگر هم عمل کند. می تواند دل های کودکان مظلوم فقیری که به تماشای تبلیغ های رنگارنگ بازرگانی نشسته اند را بشکند و پدر را شرمنده فرزند کند. می تواند اقشار مهمی از مردم را اصلا به حساب نیاورد و با تفرقه ایجاد شده، مسئله جدیدی را با انبوه مشکلات کشور، اضافه کند. صدا و سیما می تواند در بیان روایت های درست و صادقانه از مسائل حساس و به ظاهر امنیتی چنان منفعلانه عمل کند که دیگر در میان مردم دغدغه مند جایگاه خود را از دست بدهد. می تواند دروغ را وقیحانه فریاد بزند و همه را نادان فرض بگیرد و می تواند آنقدر مردم را خشمگین کند که دیگر هیچ اعتمادی بین مردم و نظام باقی نماند.

زبان صدا و سیما ناعادلانه، مریض و علیل است. از امنیت کامل و شهر های موشکی وسیع و رادارهای پیشرفته می گوید اما نه برای شادی مردم، نه برای تسکین درد مردم، نه برای ایجاد افتخار به میهن بلکه برای منحرف کردن ذهن مردم از مسائل به زعم خودشان امنیتی. به امنیت می نازد با علم به اینکه مردم از مشکلات دیگری رنج می برند و راه تسکین درد مردم همدردی و کمک به حل مشکلات آنهاست. زبان صدا و سیما زبان مردم نیست. صدا و سیمایی که قرار بود برای مردم روشنگری کند و عامل وحدتی باشد که جمهوری اسلامی را قوی تر از همیشه کند، اینک تشنگی مردم بی پناه غیزانیه، فقر کارگران هفت تپه و ریختن سقف خانه آسیه پناهی را نمی بیند اما با تمام قوا دعواهای زرگری نامسلمانان آمریکایی را زیر ذره بین گذاشته است. زبان صدا و سیما زبانی نیست که مردم نیازمند حاشیه نشین کلان شهرها را در آغوش خود بگیرد. زبانی نیست که درد آن ها را تسکین باشد. زبانش نمکی است بر زخمی که خود ایجاد کرده است. زبان صدا و سیما، زبان تطهیر اقدامات ناپاک نامردان دولتی است. زمانی که می خواهد از موفقیت های جزئی دولت بگوید، گویا فتح الفتوحی انجام شده است. چنان سر تعظیم در پیشگاه دولتمردان فرود می آورد که گویی وظیفه‌ای جز بازی کردن نقش روابط عمومی دولت را ندارد. پس طبیعی است که با برنامه هایی که سعی دارند با زبان منتقد خود عملکرد دولت را به نفع مردم تغییر دهند، ناعادلانه برخورد کند و اجازه ی فعالیت به دغدغه‌مندان انقلاب را ندهد. این را نمی داند که این عملکرد خودش است که برای نظام خطرناک است و نه انتقاد درست و سازنده از یک دولت بیمار.

از دیگر بی‌عدالتی‌ها در صدا و سیما، انفعال در بیان روایت های درست و آگاهی بخش از رویدادها، تصمیم گیری ها، اتفاقات و جریان های اجتماعی است. دیگر زمانی که با تحریف یک سری موضوعات خاص و روایت نکردن بعضی مسائل، ذهن مردم از مشغولیت به آن موضوعات دور می ماند، گذشته است. اکنون غفلت از هر موضوعی نه تنها موجب حساسیت بیشتر نسبت به آن می شود، بلکه باعث می شود روایتی که نظام جمهوری اسلامی از آن مسئله دارد، شنیده نشود و در عوض هر کس و ناکسی و هر دشمن و خائنی بتواند چنان داستان هایی برای مردم تعریف کند که فرسنگ ها از واقعیت دور باشد اما مورد اعتماد و پیگیری مردم واقع شود. انفعال در روایت ها از لحاظ سیاسی بقدری می تواند مشکل آفرین باشد که ممکن است علت تشکیل یک تجمع اعتراضی به جای اعتراض به ظلم دشمن و برخی تصمیمات نادرست مسئولین، اعتراض به اصل نظام جمهوری اسلامی و اصل انقلاب اسلامی باشد. این انفعال در جنگ روایت ها علاوه بر خطر آفرینی برای امنیت کشور، ناآگاهی و جهل مردم را در پی دارد که از هر چیزی خطرناک تر است. چرا که اگر اطلاعات درست را از مردم بگیریم، هر اطلاعاتی می تواند در ذهن مردم جا خوش کند. صدا و سیما در این جنگ روایت‌ها پیروز نشده است و این از بزرگترین عامل های موفقیت رسانه های بیگانه است. اما این موفقیت مدیون یک عامل دیگر هست که متوجه مخاطبان این رسانه هاست؛ اگر از طرف مخاطبان استقبالی از این رسانه ها صورت نگیرد از جهل مرکبی که نتیجه گوش سپاری به این بوق های دروغین است جلوگیری خواهد شد.

بحث درباره نقص های صدا و سیما از سر دلسوزی و امید به اصلاح است. چرا که به قول امام خمینی (ره) صدا و سیما باید دانشگاهی همگانی باشد که در آن دین و اخلاق و ارزشهای اسلامی و راه و روش زندگی و تازه های جهان علم و سیاست و اندیشه های نوین و راهگشا، به زبان های رسا و باب فهم همه قشرها، آموخته شود و همه از ذهن های ساده تا مغزهای متفکر و انسانهای برجسته، بتوانند به تناسب آمادگی خود از آن بهره ببرند و از فیض آن سیراب شوند. متاسفانه صدا و سیمای حال حاضر با این معیار های امام خمینی (ره) فاصله زیادی دارد اما امیدواریم با اهمیت دادن به نقدهای دلسوزین انقلاب و کنار زدن رویه های غلط به جا مانده از گذشته بتواند به این معیار های ارزشمند نزدیک شود.

 

محمدحسین دهقانی
دانشجوی دوره کارشناسی فرهنگ و ارتباطات

درمورد مطلبی که خوندید به ما بازخورد بدید!

(الزامی):

(الزامی):