نُخُستانه!

در گیر و دار زندگی روزمره، اتفاقات بسیاری واقع می شود که ما از آنها غافليم. حتما تا به حال شنیده ایم که شخصی به خاطر فقر، مجبور شد فرزند خویش را بفروشد، يا کودکاني 8-7 ساله که مظلومانه برای پاک کردن شیشه ی ماشین ها به سمت آنها هجوم می برند دیده ایم، یقینا اخبار اختلاس چند صد میلیاردی فلان مسئول را شنیده ایم، یا افزایش آمار اعتیاد جوانان و حتی نوجوانان را، و بسیاری دیده ها و شنیده های دیگر که میبینیم و نمیبینیم ، می شنویم و نمی شنویم و بعضا به تعریف حکایتی درباره آن ها نشسته و آه و افسوسی تلخ، برای نمایش انسانیت خویش چاشنی آن می کنیم. شاید هیچ کدام از مسائلی که ذکر شد، ده پانزده سال پیش مطرح نبود و اساسا کسی به این چیزها فکر نمی کرد. اما حال بعد از گذشت ده سال... . چه بر سرمان آمد؟! [برای دیدن ادامه کلیک کنید]

اینفوگرافی | جوان پهلوان !

اینفوگرافی | جوان پهلوان !
       

خاله لیلا کجاست؟

  یادداشت میهمان

خوشه‌های خشم
«جان اشتاین بک» هم اسم خودش حماسی است و هم اسم اثر مشهورش «خوشه‌های خشم». نویسنده بابت نگارش این کتاب جایزه «پولیتزر» را گرفت. این رمان جزو چهل داستان کلاسیک قرن بیستم ثبت شد و مجله «تایم» هم آن را جزو ۱۰۰ رمان برتر انگلیسی‌زبان دانست. بعد از دهه‌ها همچنان خواندن کتاب این نویسنده مشهور آمریکایی اثرگذار است و شورانگیز. کتابش اما روایت روزهای محنت‌انگیز رکود بزرگ اقتصادی سال ۱۹۲۹ میلادی است! روزگاری که سایه بحران اقتصادی، روزگار مردم آمریکا را سیاه کرده بود. از دل سختی و مصیبت، یک شاهکار ادبی خواندنی آفریده شده است و درس‌های آن را برای نسل‌ها جاودانه کرده است. زنده باد هنر!
خوشه‌های خشم از درون
ماجرای کتاب، داستان سفر یک خانواده است. بهتر بگویم مهاجرت اجباری و ناخواسته یک خانواده کشاورز. خانواده‌ای که به امید کار و زندگی بهتر از این طرف آمریکا می‌روند آن طرف آمریکا. اما می‌بینند وضع آنجا هم فاجعه است. این کتاب نسبتاً چپ است و ذات منحوس اقتصاد لیبرال سرمایه‌داری را به چالش می‌کشاند. البته آن سال‌ها واقعاً بوی گند ناکارآمدی سرمایه‌پرستی و بانک‌پرستی کنازان آمریکایی در سراسر برّ جدید منتشر شده بود. جامعه سرمایه‌داری آمریکا هم این کتاب را تحمل نکرد. نویسنده را به معنای واقعی کلمه ترور کردند و کتابش را هم آتش زدند! گور پدر آزادی و مردم‌سالاری! نظام مقدس سرمایه‌داری با کسی شوخی ندارد.[برای دیدن ادامه کلیک کنید]

پادکست | دَوَران (این قسمت : قرنطینه)

[برای دانلود کلیک کنید]

جهانی خالی از واقعیت

شاید بتوان سینمای خانگی را یک جنبش در مقابل تلویزیون و رسانه ملی تلقی کرد و حتی اگر اینطور هم نباشد رقابت این دو با هم کاملا مشهود است. رسانه ای که در بخش سریال های خانگی با سریال قهوه تلخ اسم و رسمی برای خود به هم زد و امروز نسل دوم آن شروع به کار کرده است که از جمله سریال های این نسل عاشقانه، مانکن و هیولا هستند. سینمای خانگی با توجه به رهایی آن از قفس بوروکراسی رسانه ملی و امکان آن برای پرداختن به مسائلی که در رسانه ما به کل فراموش و شاید منع شده است، یک فرصت عالی است تا سطح ذائقه مردم بالاتر برود و انتظارت آن ها برآورده شود. از آنجا که به نظر می رسد در اشاره به ضعف های یک پدیده سود و عبرت بیشتری است از نکات مثبت آن می گذرم و به نقد نکات منفی آن می پردازم. اگرچه می خواستم مثل همه افرادی که تحلیل و نقد می کنند شما را بالا و پایین ببرم و بچرخانم و سپس اصل مطلب و نکته راهبردی را بگویم، اما نمی دانم چرا ناگهان تصمیم گرفتم سریع اصل مطلب را بگویم.[برای دیدن ادامه کلیک کنید]

اینفوگرافی|جهانی خالی از واقعیت

اینفوگرافی | جهانی خالی از واقعیت